• ترجمه واحدهای عبارت پردازانه

     

    پیامدههای آموزشی و نظری خصوصیت قراردادی و اختیاری

    ترجمه واحدهای عبارت پردازانه (اریک پواریه)[1]

    (دانشگاه مونترال)

     

    مترجم : زهرا صدر طهوري، دانشجوي كارشناسي ارشد مترجمي دانشگاه تربيت مدرس

     

    خلاصه:

    ترجمه واحدهای عبارت پردازانه[2] اختیاری است، زیرا معادل یابی معنایی همیشه راه حل قابل قبولتری است. این گونه ترجمه همچنین در دو مفهوم نشانه شناختی واژه قراردادی است یعنی از طریق رابطه اسنادی انطباقی و از طریق محاسبه نشانه شناختی معنا یا معادل یابی.

    این ویژگی های ترجمه واحدهای عبارت پردازانه روشهای آموزشی ای را ایجاب می کنند که به واکاوی معنای واحدهای عبارت پردازانه کمک می کند.

    این واکاوی برتعیین حدود واحدهای عبارت پردازانه در جمله و تعیین حدود عناصر سازندۀ آنها تاکید می کند.

    خصوصیت قراردادی ترجمه واحدهای عبارت پردازانه نمایانگر آن است که گرچه انطباق و معادل یابی در نظریه با هم در تضاد هستند ولی این دو روش می توانند عملاً در ترجمه از یک جزء زبان شناسی استفاده کنند.

     

    کلید واژه:

    واحدهای عبارت پردازانه ترجمه اختیاری[3] ترجمه قراردادی[4] مطابقت[5] معادل یابی[6]

    مقاله حاضر دربارۀ ویژگیهای ترجمه واحدهای عبارت پردازانه است و هم چنین تاثیری که آنها       می توانند بر آموزش و نظریۀ ترجمه داشته باشند. دلیل[7] این مقاله را در سال 1993 در چارچوب روش شناسی یادگیری مستدل تدوین کرد. این روش شناسی به عنوان چهارچوب برای آشنایی با ترجمه استفاده شد.

    تجربه ای که پوریه[8] در سال 1995در جریان انتشار لغتنامه دوزبانه واحدهای عبارت پردازانه بدست آورد پس زمینه ای برای او در این تحقیق شد.

    ما در اینجا می خواهیم نشان دهیم که آموزش ترجمه واحدهای عبارت پردازانه و آموزش زبانها در برخی از هدفها و روش ها با هم مشترکند.

    خصوصیت قراردادی ترجمه واحدهای عبارت پردازانه ضرورت آموزش و یادگیری آن را توجیه    می کند در حالیکه در مقابل ماهیت اختیاری این نوع ترجمه ایجاب می کند که قراردادهای متداول را در نظر گرفته و اهدافی که در آموزش ترجمه و آموزش زبانها مشترکند را رعایت کنیم.

    واحدهای عبارت پردازانه به دلیل آنکه واحدهای واژگانی هستند واحدهای زبان شناختی اختیاری و قراردادی نیز می‌باشند. با وجود این در اینجا به این ویژگیها پرداخته نشده و تنها به ویژگیهای ترجمه آنها اشاره شده است.

    ما واحدهای عبارت پردازانه را واحدهای هم بافته ای می دانیم که از تعدادی واحد واژگانی تشکیل شده است و دارای ویژگی واژگانی شدن است.

    واحدهای عبارت پردازانه چون هم بافته اند به صورت عناصر همنشین (سازه ای[9] یا نحوی[10]) و جملات واژگانی نمایان می شوند. خاصیت واژگانی شدۀ آنها به این دلیل است که معنای حقیقی دارند. واحدهای عبارت پردازانه به دلیل معنای حقیقی و ماهیت پیچیده خود با استعاره هم ارتباط نزدیکی دارند.

     

    چگونه ترجمه می تواند اختیاری باشد.

    حالت اختیاری بودن ترجمه به این دلیل است که همیشه در مقابل یک واحد زبان شناختی یا یک جزء از زبان مبدأ تعدادی واحد زبان شناختی یا تعدادی جزء در زبان مقصد وجود دارد.

    برای اینکه بین ترجمه های مختلف ممکن رابطه ای اختیاری وجود داشته باشد باید به طور محسوس همان معنا را داشته باشد و اگر چنین نباشد حداقل اختلاف معنایی آنها خنثی شود.

    در موردواحدهای واژگانی به عنوان مثال می توان به ترجمه کلمه Purchasse در ارتباطات تجاری اشاره کرد که عملاً به «خرید» و «ابتیاع» و «تأمین مایحتاج» ترجمه شده، اگر چه «خرید» ترجمه ای است که بیشتر پذیرفته شده است. به این لحاظ اختیاری بودن ترجمه شناسی از اختیاری بودن نشانه زبان شناسی الهام می گیرد. همن طور که بنویست[11] (1996:52) نشان داده یک شیء از دنیای واقعی یا بطور دقیق تر حتی یک مصداق[12] با هر یک از نشانه های مختلف زبان شناختی متعلق به زبانهای گوناگون ارتباط نشانه شناختی انحصاری دارد.

    همانطور که اختیاری بودن زبان شناختی ناشی از در نظر گرفتن سایر زبانها است، اختیاری بودن ترجمه شناختی نیز ناشی از در نظر داشتن سایر ترجمه ها است.

    ارتباطی که در بطن ترجمه شناسی اختیاری وجود دارد ارتباطی نیست که به طور مثال بین مصداق زبان مبدأ و مصداق و نشانه زبان مقصد و نه حتی بین هر یک از اجزاء زبان مقصد و بخشی از زبان مبدأ وجود دارد بلکه ارتباطی است که بین اجزاء مختلف زبان مقصد در ارتباط با یکدیگر وجود دارند. در مثال نخست ارتباطی که ما بین هر کدام از اجزاء در زبان مقصد و جزء ای از زبان مبدأ وجود دارد اختیاری نیست بلکه همان طور که در بخش بعدی خواهیم دید قراردادی می باشد.

     

    چگونه ترجمه می تواند قراردادی باشد؟

    ماهیت قراردادی بودن ترجمه ناشی از آن است که کار مترجمان عملی ارتباطی است که قواعد و ارتباطات اجتماعی – اقتصادی جامعه بر آن حاکم است.

    بی شک در تمام تاریخچۀ ترجمه هیچگاه کار مترجمان به این اندازه ارزشیابی نشده است:

    بوسیله کارمند حقوق بگیر اعم از بازبین یا مترجم یا مدیریت شرکت که با کارکنان قراردادی در ارتباط هستند بوسیله همکاران بازبین مترجمان حقوق بگیر، بوسیلۀ خود مشتریان وبوسیلۀ کاربران ترجمه.

    البته ما در اینجا فقط به همین دست اندرکاران عمده بسنده می کنیم. به طوریکه در اصل نتیجه ترجمه می تواند قراردادی باشد یعنی با ترجمه ای مطابقت کند که سازمان یا شرکت مورد نظر یا همچنین مشتری یا منابع مترجم پیش‌تر آن را پذیرفته اند و همین وجه ترجمه است که تذکره های ترجمه و لغتنامه های دو زبانه از آن بهره برداری می کند.

    ترجمه به دلیل نومایگی گویایی که دارد یا به دلیل آنکه بیانگر متون چاپ نشده ای است، قراردادی تلقی نمی شود ولی به سبب روشهای ترجمه که آنرا بوجود آورده اند قراردادی باقی می ماند.

    فراتر از آن در چارچوب متون عملی شیوه های بکار برده شده برای ترجمه واصلاحات یا اجزائی که ترجمه نشده اند نه تنها قراردادی بلکه باید شفاف هم باشند تا بررسی آنها برای کسانی که به ارزیابی کیفیت ترجمه می پردازند آسان گردد.

    در مورد ماهیت  تعداد شیوه های ترجمه اتفاق نظری وجود ندارد دلیل[13] به فرآیندهای شناختی ترجمه بیشتر از روشهای ترجمه توجه می کند. او دوشیوه اصلی ترجمه را مطرح می کند: مطابقت[14] و معادل یابی[15].

    می‌توان مطابقت ما را با نوع اول ترجمه قراردادی که پیش از این توصیف شد مرتبط دانست، یعنی با ترجمه‌ای که به همان صورت شناخته و پذیرفته شده است و در توصیف فرهنگ نگاشتی دو زبانه مورد بحث است.

    تعریفی که ژان دلیل از معادل یابی کرده با مفهومی که بر طبق آن معادل یابی را یک روش قراردادی ترجمه می دانند متفاوت است. در واقع جایگاه معادل یابی در نزد نویسنده مفهوم خاصی دارد. این مفهوم قید می کند که معادل یابی همیشه تابع بافت استدلالی خاصی است.

    نویسنده حتی در واژنامه خود آورده است که اصطلاح معادل یابی استدلالی حشو آمیز است.

    با وجود این، ترجمه واحدهای عبارت پردازانه محدودیت معادل یابی را مورد تردید قرار می دهند، به این دلیل ساده که آنها واحدهای واژگانی اند. و اکثراً از راه معادل یابی ترجمه می شوند.

    به درستی وینه و داربنه[16] (1958:52) به این موضوع اشاره کرده اند. آنها سنخ شناسی[17] ای را مطرح کرده اند که شامل هفت شیوه مختلف ترجمه است به دوشیوه اصلی ترجمه مستقیم و غیر مستقیم تقسیم می شود. در مقابل سنخ شناسی دیگر و تضاد بین مطابفت و معال یابی که از آن نشأت می گیرد بر معیار تحت اللفظی بودن تعریف روشهای ترجمه تکیه می کند.

    در حالیکه این معیار بیشتر بر مقایسه پسین اجزاء زبان شناختی مبتنی است و نمی تواند آن چنان که هست فعالیت انتقال را به معنی واقعی کلمه تعریف کند.

    به جای پرداختن به مسئله توصیف معادل یابی از نظر ارتباطی که با زمینه متن یا با معنای تحت اللفظ آن دارد می توان معادل یابی را مانند یک روش ترجمه قراردادی دوباره توصیف کرد.

    این روش ویژگی‌های ترجمه واحدهای عبارت پردازانه را بهتر توضیح می‌دهد و در عین حال شباهت موجود بین آموزش ترجمه واحدهای عبارت پردازانه و آموزش زبانها را ارائه می دهد.

    اگرچه یادگیری ترجمه و یادگیری یک زبان بیگانه دارای اهداف کاملاً متفاوتی است و یادگیری ترجمه مستلزم انتقال دانش خاص آن است برای آموزش ترجمه واحدهای عبارت پردازانه می توان از روش های تعلیمی آموزش زبان الهام گرفت وبدین ترتیب برنامه های تربیتی را در ترجمه بهبود و تکامل بخشید. خصوصاً در تطابق نظریۀ ترجمه با عمل آن.

    از دیدگاه نشانه شناسی[18] و نظری دو جنبه قراردادی ترجمه را که پیش‌تر مطرح شد یعنی ترجمه قراردادی به منزله نتیجه کار و بنابر روشی که ارائه آن را امکان پذیر می سازد، می توانیم آنرا با تمایز بین دو معنای صفت قراردادی مرتبط کنیم. تمایزی که در لغتنامۀ دانشنامه ای نشانه شناسی[19] (1986) ارائه شده و تحت مدیریت توماس. آ.سبک[20] در مقاله (sign) چاپ شده است.

    در این مقاله دو مفهوم ماهیت قراردادی نشانه شرح داده شده است.

    آ)ارجاع به موضوع با استفاده از امتیاز قرارداد

    [a) referring to an object by virtue of a convention]

    ب) قابل استفاده در چهارچوب قرارداد

    [b) Interpretable on the grounds of a convention]

    با در نظر گرفتن تعریفهای قراردادی بودن نشانه می توان عملاً اظهار داشت که ترجمه ای به معنی نخست صفت قراردادی که پیش تر ذکر شد قراردادی است که بنابر قرارداد به یک واحد یا جزئی از زبان مبدأ ارجاع شود.

    همچنین ترجمه ای را به معنای دومی که شرح داده شد، قراردادی می گویند که مبتنی باشد بر یکسانی یا مشابهت مفهوم قراردادی واحد یا جزء در زبان مقصد با واحد یا جزء در زبان مبدأ.

    این دو شیوه به خوبی بخش اساسی ساخت کارهای انتقال قیاسی[21] را در ترجمه بیان می کند. این کار از راه ارتباط بین دو نشانه و هم چنین ارتباط بین دو مفهوم صورت می گیرد.

    بهترین نمونه ساخت کارهای متمایز اما مکمل انتقال در قراردادی بودن ترجمه اتفاقهایی است که در ترجمه فرانسه سرنام های  انگلیسی رخ می دهد مانند: UNESCO  و RAM و IP و IFAC.

    این اسامی دارای نام خاصی خود در فرانسه است: «سازمان آموزش، علمی و فرهنگی ملل متحد» و «حافظه زنده» «توافق نامه اینترنتی» «فدراسیون بین المللی حسابداران کار آزموده»

    ترجمه این سرنام ها ناشی از نقل و انتقال (به مفهوم دلیل 1993) است در نتیجه این ترجمه قراردادی به مفهوم اول پیش‌تر ذکر شده می باشد. یعنی از راه ارجاع یا مطابقت است و نیازی به هیچ گونه محاسبه نشانه شناختی ندارد.

    برعکس می توان ترجمه سر نام ها یا سر واژه های[22] انگلیسی را مشاهده کرد که از یک شیوه  قراردادی در ترجمه ناشی می شوند که بر روش قراردادی شکل گیری سرنام ها به فرانسه تکیه می کند. مانند ONU و MEV و FSI و ICCA که به ترتیب عبارتند از سازمان ملل متحد، حافظه زنده، تأمین کننده سرویس اینترنت و موسسه کانادایی حسابدارن خبره.

    مترجمان در برابر این جایگزینی و در برابر سر نام هایی که کمتر استفاده می شود بیشتر با ترجمه شناسی اختیاری به مفهومی که پیشتر ذکر شد روبرو می شوند. زیرا امروزه این دو شیوه ترجمه با هم رقابت می  کنند.

    مترجمان چاره ای جزء پذیرفتن کاربرد معمول، مخصوصاً کاربرد مخاطب ندارند.

    دو طریقه قراردادی ترجمه وجود دارد: یکی طریقۀ مطابقت که تکیه بر ترجمه‌هایی دارد که جا افتاده‌اند وبه این نام پذیرفته شده اند ودیگری طریقه ای که مبتنی بر معادل یابی است و بر محاسبۀ نشانه‌شناسی معنا شناسی واحدهای زبان مقصد در باز تولید معنای جزء در زبان مبدأ تکیه می کند.

     

    ویژگی های ترجمه واحدهای عبارت پردازانه

    اولاً ترجمه واحدهای عبارت پردازانه خاص است زیرا اغلب شامل ترجمه استعاره است. با این وجود ترجمه استعاره جزء ویژگی های ذاتی واحدهای عبارت پرازانه نیست.

    چون این واحدها در نتیجه واژگانی شدن مفهوم خود مشخص می شوند واین نکته ضرورتاً در استعاره ها مصداق پیدا نمی کند.

    دلیل در بین استعاره هایی که به واحدهای لفظی مربوط هستند، حداقل دو نوع استعاره را مشخص   می کند (1993): استعاره های مرده[23] و استعاره های سنگوار شده[24].

    در هر دو صورت ماهیت استعاری مفهوم واحدهای عبارت پردازانه با واژگانی شدن معنای واحدهای عبارت پردازانه مغایر نیست.

    استعاره مرده استعاره ای است که تأثیر استعاری آن به صورت یک واحد واژگانی ساده سازی شده جز یکی از کاربردهای آن به عنوان معنی حقیقی است.

    عالی ترین مثال برای آن مثال استعاره[25] پا (ی صندلی) است که از طریق ساده کردن استعاره کالبد شناختی یکی از چهار تکیه گاه صندلی را تعریف می کند.

    این نوع استعاره به صورت یک گزاره استعاری ترجمه نمی شود بلکه مانند یک واحد واژگانی ترجمه می شود.

    استعاره های سنگوار شده را می توان مانند واحدهای عبارت پردازنده در نظر گرفت زیرا این واحدها در تعریف خود دارای معنایی واژگانی هستند.

    به غیر از مشکلات انتقال استعاره که در ذیل شرح داده می شود، مشکل اصلی که استعاره های سنگوار شده  به وجود می آورند تعیین حدودشان در بطن واحدهای عبارت پردازنده  است که لازم است آنرا از تعیین حدود واحدهای عبارت پردازانه متمایز کرد.

    مثال دلیل را در مورد تفاوت بین معادل یابی و مطابقت را در نظر می گیریم (1993:132): «help pay the rent» «برای دادن کرایۀ خانه کمک کرد» و «موفق شد سر و ته قضیه را هم بیاورد» هر سه اصطلاح با اختلاف یک حرف اضافه دارای ساختار نحوی واحد هستند. واکاوی تأثیر استعاری به همان تعیین حدود استعاری منجر می شود یعنی بعد از فعل اول و مکمل[26] آن (حرف  اضافه) برای بیان چگونگی گزاره استعاره ای بعدی به کار می آید.

    واکاوی ترجمه این اصطاحات باعث آشکار شدن دو عنصر اساسی می شود که از سویی در دو مرحله متمایز ترجمه شده اند. ترجمه استعاره و ترجمه واحدهای عبارت پردازانه. در مورد دوم گزاره استعاره ای (pay the rent) وسپس ترجمه اصطلاح چگونگی «help».

    اگر چه در این اصطلاحات این دوعنصر، در گذشت زمان به دنبال هم می آیند، ترجمه آنها باید ترتیب معکوسی داشته باشد یعنی گزارۀ استعاری باید قبل از بیان چگونگی باشد.

    به نظر می رسد که این دو ترجمه به یک شیوه به فرانسه ترجمه شده اند.و اختلاف آنها در ماهیت غیر قراردادی و قراردادی نتیجه آن است.

     

    خصوصیت اختیاری ترجمه واحدهای عبارت پردازانه

    اختیاری بودن ترجمه واحدهای عبارت پردازانه درمورد دگرگونیهای بیشمار واحدهای عبارت پردازانه می شود.

    با وجود خصوصیت قراردادی واحدهای عبارت پردازانه بسیار عجیب است که عناصری چنین سنتی مانند واحدهای عبارت پردازانه به شیوه های زبان شناختی بسیار گوناگونی بیان می شوند.

    به عنوان مثال می توان از اصطلاحاتی که در فرانسه برای ترجمه «go at a snail's pace»             ] به سرعت حلزون رفتن[ استفاده می شود نام برد: «مثل حلزون یا لیسک راه رفتن یا پیش رفتن» یا «با پای لاک‌پشت راه رفتن یا پیش رفتن» یا «قدم به قدم پیش رفتن»

    در مورد اخیرنمی توان گفت که ترجمه «قدم به قدم پیش رفتن» اختیاری است. زیرا این ترجمه اختلاف معنایی محسوسی را در بردارد مگر اینکه محتوی اختلاف  معنا را خنثی کند و این اختلاف معتبر نباشد. گرچه این مثال ها نمایاگر اختیاری بودن مقرری هستند با وجود این ابتکار اختیاری بودن انتقال واحدهای عبارت پردازانه را توضیح نمی دهند.

    ما در ترجمه واحدهای عبارت پردازانه یا به انگلیسی متداول «Idioms» ]اصطلاح[ بازشناسایی ضمنی خصوصیت اختیاری واحدهای عبارت پردازانه را از بازشناسایی صریح سه نوع ممکن از «semantic adujstments» ]سازگاریهای معنا شناختی[ مدیون نیدا و تابر[27] هستیم (1969:1.6).

     

    سازگارها به سه گونه قابل فهمند:

    از اصطلاح به غیر اصطلاح، از غیر اصطلاح به اصطلاح و از غیر اصطلاح به اصطلاح

    انتقال یک واحد عبارت پردازانه به یک اصطلاح غیر عبارت پردازانه[28] و بر عکس از یک اصطلاح غیر عبارت پردازانه به یک واحد عبارت پردازانه نمایانگر آن است که همیشه نمی توان از درازگویی ها ]اطناب[[29] معنایی توصیفی برای ترجمه یک واحد عبارت پردازانه استفاده کرد.

    و انتقال خصوصیت عبارت پردازانه از زبان مبدأ به زبان مقصد همیشه اجباری نیست.

     

     

    ماهیت قراردادن  ترجمه واحدهای عبارت پردازانه

    معادل یابی که محاسبه نشانه شناخته معنای استواری اصطلاح توصیف شده است، روش تمام عیار ترجمه واحدهای عبارت پردازانه است.

    محاسبه نشانه شناختی در ترجمه واحدهای عبارت پردازانه نقش مهمی دارند واین ناشی از ماهیت اختیاری ترجمه واحدهای عبارت پردازانه است، به طوری که می توان همیشه یک واحد عبارت پردازانه را با دراز گویی[30] معنایی ترجمه کرد.

    این درازگویی در تعبیر واحدهای عبارت پردازانه هنگامی که معنای شفافی ندارند حتی الزامی است. بنابراین ترجمه واحدهای عبارت پردازانه ازطریق معادل یابی قراردادی است، زیرا ترجمه یک واحد عبارت پردازانه مبتنی است بر همانندی معنای بین اجزا زبان مقصد واجزاء زبان مبداء.

    با وجود این تا جایی که انطباق به معنای تحت  اللفط محدود نشود به خوبی می توان از این روش ترجمه استفاده کرد.

    به عبارت دیگر،بسته به اطلاعات وتجربۀ مترجم، او می تواند در ترجمه واحد عبارت پردازانه که قبلا ترجمه کرده از انطباق استفاده کند،زیرا واحدهای عبارت پردازانه واحداهای واژگانی هستند و علاوه بر آن انطباق ومعادل یابی نیز می تواند روش های ترجمه واحد های عبارت پردازانه باشند.

    در نتیجه ترجمه به هر دو معنای پیش تر ذکر شده قراردادی می شود.

    واحدهای عبارت پردازانه به دو شکل مختلف ترجمه می شوند یکی استعاره ای که واحدهای عبارت پردازانه در بردارند به کل آن واحد مربوط می شود دیگری وقتی استعاره فقط شامل یک قسمت از آن می شود.

    در هر دو صورت، واحد عبارت پردازانه اکثراً به یک عنصر زبان شناختی الزامی ولی متغیر مرتبط است که برای استقرار واحد عبارت پردازانه در کلام بکار می‌رود. این عنصر زبان شناختی می تواند فاعل، متمم فعل یا متمم اسم باشد، همانطورکه در تمام واحد های عبارت پردازنه اسنادی می بینیم.

     این عناصر گرچه متغیر هستند، ولی حتماً جزء واحدهای عبارت پردازانه هستند به همین دلیل این عناصرواژگانی شده نیستند بلکه دستور زبانی[31] شده اند.

     ما ترجمه این عناصر در ادامه بحث نپرداختیم زیرا آنها همانند هر واحد واژگان یا اصطلاح زبان شناسی غیر عبارت پردازنه[32] ترجمه  می شوند.

    واحدهای عبارت پردازانه که استعارۀ آنها کلی است، برطبق روش های رایج ترجمه به صورت قردادی ترجمه می شوند. یعنی مطابقت که بر ترجمه استقرار یافته تکیه دارد، یا معادل یابی که بر پایه محاسبه نشانه شناختی معنای اصطلاحات استوار است.

    به عنوان مثال اصطلاحات "kick the bucket"= "مردن"و"hold on's horses"="با  احتیاط عمل کردن" که در آنها مطابقت مانند معادل یابی امکان پذیر است.

    واحد های عبارت پردازانه ای که استعارۀ واژگانی شدة آن کلی نباشد نیز به صورت قرار دادی ترجمه می شوند. این نوع واحد عبارت پردازانه نمایانگر رایج ترین ودر نتیجه شاخص ترین نوع آن است.

    عنصری که بیرون استعاره قرار می گیرد، حتی اگر استعاری نباشد پیوندهای خاصی با قسمت استعاری واحدهای عبارت پردازانه دارد و به این دلیل می توان آنرا هم نشین[33] واحد عبارت پردازانه به شمار آورد.

    از آنجا که ترجمه اول شفاف نیست زیرا جدا از محتوی است وتحت اللفظ نمی باشد انطباق به حقیقت نزدیکتر است. در مثال دوم برعکس، احتمال معادل یابی بیشتر است زیرا ترجمه به فراسنه یک درازگویی معنایی است که به هیچ وجه استعاری نیست. (تاثیر عملی دارد)                                                                                   

    عنصرغیر استعاری بر خلاف عنصر استقرار یافته که دستور زبانی شده است، از نظر واژگانی سنگوار شده است. در نتیجه این عنصر را می توان هم نشین بخش استعاری واحد عبارت پردازانه تصور کرد، خاصه اینکه عنصر استعاری بر خلاف عنصر  استقرار یافته همیشه از نظر واژگانی محدود است.

    نقش ترجمه عنصر غیر استعاری به همان اندازه ترجمه استعاره تعیین کننده است.

    در حقیقت ماهیت قردادی ترجمه، اکثراً بر این عنصر تکیه دارد. به عنوان مثال با وجود آنکه اجزاء] to the wolvesجلوی گرگها[ و] en patureبه شکل طعمه[ ترجمه های  قراردادی یکدیگر نیستند،

     حضور گراره های throw sb (کسی را انداختن) و jeter qqn ]کسی را انداختن[ به عنوان پایه ای برای استعاره و در نتیجه برای ترجمه قرار دای است. در نتیجه مطابقت قرار دادی بین  "to the wolves"و "en pature"وجودندارد، ولی معادل یابی قردادی این اصطلاحات در محتوی "throw sb"وjeter qqn""دیده می شود.

    اما این مانع از بر قراری مطابقت قرار دادی برای عناصر الزامی در دو اصطلاح نمی شود.

    ترجمه مجموعه واحد عبارت پردازانه "throw sb to the wolves"="jeter qqn en pature" ترجمه هم بافته ای است که مستلزم ترجمه حداقل  3جزء متفاوت است:

    ترجمه استقرار یافته (فاعل گزاره) که دستوری شده (و الزامی) است وترجمه یک عنصر سنگواره هم بافته که خود شامل یک استعاره ویک هم نشین[34] است که به عنوان پایه استعاره استفاده می شود. این استعاره از راه مطابقت قرار دادی ترجمه می شود.

    به عبارت دیگر عنصر استعاری در یک بافت زبان شناختی بسیار محدود بوسیله معادل یابی کارکردی ترجمه می شود. این بافت در رابطه هم نشینی کاملا نقش پایه را ایفا می کند بر خلاف نقش خود هم نشین.

     

    پیامدهای آموزشی

    همان طور که ژان دلیل(1993:387) بیان کرده یکی از نخستین آموزشهای ترجمه واحدهای عبارت پردازانه ترجمه شناسایی این واحد در زمان مبدا است.

     این شناسایی مستلزم واکاوی معنای کلی و تحلیلی واحدهای عبارت پردازانه است. که نه تنها مستلزم واکاوی مبنای کلی وتحلیلی واحد های عبارت پردازانه است، بلکه به تعیین حدود واحدعبارت پردازانه در جمله نیز نیاز دارد.

     به علاوه باید در بطن واحد عبارت پردازانه، عناصر استقرار یافته (عناصردستوری شده) از عناصر مشخصاً واژگانی شده جدا کرد و در بطن عناصر واژگانی شده، عناصر همنشین را از عناصر استعاری متمایز ساخت.

    در نتیجه فهم واحدهای عبارت پردازانه کار پیچیده ای است، زیرا مستلزم واکاری دقیق عناصر دستوری شده واژگانی شده واستعاری اصطلاح زبان شناسی است.

    در این کار واکاوی معنا و ترتیب ترکیبی نحوی، ابزار کاملاً لازم برای تجزیه کردن تمام سازه های واحدهای عبارت پردازانه است.

    از دیدگاه تربیتی وآموزشی، اولین آموزشی که در ترجمه واحدهای عبارت پردازانه باید مقدم شمرد، آموزش شناسایی واحد های عبارت پردازانه و واکاوی نحوی ومعنایی آن است.

    برای انجام این کار باید مراجعه به فرهنگهای تخصصی واحد های عبارت پردازنه انگلیسی یا انجام تمرینهای عملی ترجمه واحدهای عبارت پردازانه در کلاس یا در گروههای کوچک را مقدم شمرد.

    در این نوع تمرین می توان تمرین تعبیر واحدهای عبارت پردازانه را که با دانشجویان نوآموز در ترجمه صورت می گیرد از تمرین های ترجمه به معنای واقعی کلمه که مخصوص دانشجویان پیشرفته تر است متمایزساخت.

    سرانجام دومین اشکال ترجمه واحدهای عبارت پردازانه عبارت از این است که در زبان مبدا اگر تنها شناسایی مختصری از عناصر گوناگون در یک واحد عبارت پردازانه کافی است ولی در زمان مقصد به ترتیب دیگری است. زیرا در زبان مقصد مترجمان باید بتوانند به شناخت فعالانة کار بست های قراردادی عبارت پردازانه و استعاری تکیه کند.

    در این مورد ترجمه واحدهای عبارت پردازانه هم سویی دیگری با یادگیری زبانها دارد. می دانیم که شناخت فعال یک زبان با شناخت غیرفعال آن تفاوت زیادی دارد، پس باید توجه دانشجویان را به استفادۀ نادرست که در نتیجه شناخت ناکافی از زبان فرانسه وترکیب عبارت پردازانه آن (ضرب المثل، اصطلاح، هم جواری غیره) است معطوف کنیم.

     

    پیامد های نظری

    با توسل به دو معنای صفت قراردادی در نشانه شناختی می توان به توصیف دوباره روشهای ترجمه یعنی مطابقت ومعادل یابی پرداخت.

    مطابقت از رابطه مصداقی یک جزء یا یک واحد واژگانی زبان مبداً ویک جز یا یک واحد واژگانی زبان مقصد تشکیل شده در حالیکه معادل یابی بیشتر ناشی از محاسبه معنای جز یا واحد واژگانی زبان مبداً و بیان دوباره آن در زبان مقصد است.

    بر خلاف مطابقت که فقط حالت خصوصیت حافظه را دارد، معادل یابی  برپایه واکاوی یا مقایسه معنا در زمان مبداً و زبان مقصد است.

    به نظرمی رسد که روش انتقال به معنای واقعی کلمه مختص معادل یابی است زیرا مطابقت بر ترجمه و شاید بر یک معادل یابی از پیش انجام گرفته تکیه دارد تمایز بین مفاهیم مطابقت ومعادل یابی را می توان به وسیله خصوصیت اصلی انتقال معنایی صورت داد، برخلاف جابه جایی ساده که مبتنی  بر واکاوی معنا نیست بدین ترتیب می توان نشان داد که حتی اگر مفاهیم مطابقت و معادل یابی متضاد باشند کاربرد آن در جزءهای که باید ترجمه کرد به ترتیب دیگری است، زیرا این جزء می تواند متناسب با احتیاجات و دانش مترجمان وامکانات محتوایی ترجمه (ابزاری که در اختیار ترجمه گذاشته شده واحتمالاً حافظه خاص متشکل از متون گزینش شده) تغییر کند.

     


     

    نتیجه گیری

    در ابتدا یاد آور شدیم که اساساً ترجمه واحدهای عبارت پردازنه اختیاری است زیرا همیشه  می‌تواند معنا شناختی باشد وخصوصیت عبارت پردازانه یا استعاری زبان مبداً را باز ننماید.

    بعلاوه، ترجمه واحدهای عبارت پردازانه از دیدگاه نشانه شناختی دوگونه قرار دادی است: از طرفی از نقطه نظر رابطه مصداقی قراردادی بین دو واحد واژگانی زبانهای متفاوت و از طرف دیگر از نقطه نظر روابط معنا شناختی بین دو اصطلاح زبانهای متفاوت یعنی از طریق ماهیت قراردادی معادل یابی که تکیه بر رابطه یکسانی معنا دارد که بطور قراردادی بیان می شود.

    ویژگی ترجمه واحدهای لفظی بر این پایه استوراست که می توان روش معادل یابی واحدهای عبارت پردازانه را به منزلۀ مطابقت در نظر گرفت. به این دلیل که ترجمه ثابت وکلی است وهمچنین به این دلیل که مطابقت محدود به ترجمه لفظ به لفظ نیست.

    این خصوصیت ترجمه واحدهای عبارت پردازانه قطعاً به دلیل این است که آنها واحدهای واژگانی به غیر از چیزی که مربوط به خصوصیت اختیاری آنهاست.

    به دلیل آنکه ترجمه واحدهای عبارت پردازانه اختیاری و قراردادی است روشهای آموزش یک زبان بیگانه کمک زیادی به دانشجویان در یادگیری ترجمه واحدهای عبارت پردازانه می کند.

    نظریه ترجمه از نقطه نظر تطابق بین نظریه وعمل با مد نظر داشتن مفاهیم معادل یابی و مطابقت نه به عنوان متضاد، بلکه همانند روشها یا شیوه های تکمیلی ترجمه نفع زیادی می برد.

     

     

    RÉFÉRENCES

     

    Benveniste, E. (1966) : Problèmes de linguistique générale, volume I, Paris, Gallimard, coll. «Tel », 356 p. Delisle, J. (1993) : La traduction raisonnée. Manuel d’initiation à la traduction professionnelle de l’anglais vers le français, Ottawa, Les Presses de l’Université d’Ottawa, coll. « Pédagogie de la traduction », 486 p.

    Nida, E. A. et C. R. Taber (1969) : The Theory and Practice of Translation, Leyde, E. J. Brill, viii- 220 p.

    Poirier, E. (1995) : Le Bestiaire : Dictionnaire bilingue et analogique des expressions animalières de la langue anglaise, Brossard (Québec), Linguatech, xxxiii-230 p.

    Sebeok, T. A. (dir.) (1986): Encyclopedic Dictionary of Semiotics, New York, Mouton de Gruyter, coll. «Approaches to Semiotics », no 73, 3 vol.

    Vinay, J.-P. et J. Darbelnet (1958) : Stylistique comparée du français et de l’anglais : méthode de traduction, nouv. éd. rev. et corr., Montréal, Beauchemin, 331 p.

     

    اریک پواریه-دانشگاه مونترال

     

     


    [1] -Auteur: Eric Poirier

    Titre: Consequences didactiques et theoriques du caractere conventionnel et arbitraire de la traduction des unites Phraseologiques

    Revue: Meta: Jaurnal des traducteurs / Meta:

    Translators Journal, Volume 48, numero3, septembre

    2003, P.402 – 410

    URI: http:/id.erudit/007600ar

    [2] -des unites Phraseologiques     (up)

    مجله: متا: نشریه مترجمان / متا: نشریه مترجمان جلد 48 شماره (3) سپتامبر   2003 صفحه410 – 402

    [3] -Traduction arbitraire

    [4]- Traduction conventionnelle

    [5] -correspondance

    [6] -equivalence

    [7] -Delisle

    [8] -Poirier

    [9]- morphologiques

    [10] -syntaxiques

    [11] -Benveniste

    [12] -referent

    [13] -Delisle

    [14] -correspondance

    [15] -equivalence

    [16] -Vinay et Darbelnet

    [17] -typologie

    [18] -semiotique

    [19] -Encyclopedic Dictionary  of semiotics

    [20] -thomas  A. Sebeok

    [21] -mecanismes de transfert analogique.

    [22] -acronyme

    [23]- Les metaphores mortes

    [24] - Les metaphores figees

    [25] -catachrese

    [26] -regime

    [27] -Nida et Taber

    [28] -expression non phraseologique

    [29] -Les Periphrases

    Periphrase-1

    2- grammaticalises

    3- phraseologiques

    4- Collacation

    5- collacatif